میشه؟

میشه برام دعا کنین؟

اوضاع داره کم کم جدی و بی ریخت میشه.

یکم پیچیده

واقعا لعنت به این بلاد و قوانین یک جانبه و مسخره اش.اصلا انسانیت توش تعطیله و به شدت هم مطابق نظر افراد تغییر میکنه

ولی من ایمان دارم که:

یدالله فوق ایدیهم

 

بیاین از ته دل برای هم دعا کنیم

البته اول من!چشمک

ته دلم روشنه

امیدوارم به اینکه سختی های منم تموم میشه

ولی اوضاع جسمیم رو هم بهم میریزه

دعا کنین زودتر تموم شه

دعانویس و فالگیر و اینا سراغ ندارین؟!نیشخند

 

میدونم خدا هوای همه رو داره و منم البته چون بنده شم.

ولی دعا کنین زودتر انجام بشه

دلم بهش قرصه

خوب و بدش و نمیدونم

بیاین برای هم، واقعی و از ته دل دعا کنیم.

 

++ کاری که همیشه آرزوش و داشتم و دارم انجام میدم.

روزها و لحظه هام ارزشمند و پررنگ شده

جنبه ی مالیش هم محفوظاز خود راضی

+++ خدایا ممنونم بابت همه چیز. لطفا هر چه زودتر تموم شهماچ

/ 24 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

مریم جون الهی که موفق باشی عزیزم. پناهت به خدا باشه

nila69

سلام مریم بانوی عزیززززم من همیشه واسه دوستام آرزوای خوب دارم... واسه شمام که دیگه.... برات ازته دل خوشی و صلاح اون چیزی که میخوای رو آرزومندم امیدوارم همون بشه که میخوای: -****

زن متاهل

سلام عزیزم خوبی؟ بارها بهت گفتم نگران نباش.. یه روز میاد از اینهمه نگران بودنت پشیمون میشی! [چشمک] یه چیزی میدونم که بهت ميگم. حالا بدو بیا بغلم [بغل]

باران

چیزی شده مریم جون کمی ازم بر میاد عزیزم ؟

nila69

عزیزدلم... من فدای دلت: -* منم نخوردمش... فقط نگاش میکنم و منتظر پاییز میمونم: ) قطعا ترشه و سفیده توش! اصن بدمزه س: ))))))))

میس مهندس

انشاالله که خیره مریم جان ... خدا بزرگه ...

m

زندگی بالاخره روزهای خوب هم میاره حالا هرچی میخوای سخت بگیر... :)

مهدی

دعا نویس که کشکه بابا.. تا خدا هست دعا نویس کیلو چند؟؟؟

بهمن

سلام مريم خانم عزيز[گل] ببخش مدتي ازتون بيخبر بودم . بعد از شاهكار بلاگفا كلي از روال وبلاگ عقب افتادم و شد ايني كه هست ... اين دلنوشته ت كلي ناراحتم كرد ... ناراحت از اينكه بدوني حال دوستي خرابه و نتوني كاري براش بكني ... مريم عزيز ، بيش از نيم قرنه كه دارم نفس ميكشم و به درد هيچي هم نخوردم ، تازه خيلي هم بنده ي مخلص و خوبي هم برا خدا نبودم ... شرايطي توي زندگي داشتم كه ميگفتم يعني مياد روزي كه اين روزا بشه خاطره ؟ مياد روزي كه از اين روزاي سخت برا ديگران تعريف بكنم و بگم آخيييييش راحت شدم ؟ مياد روزي كه بدون دلهره و استرس اين روزا ، سرمو روي بالشت بذارم و دل سيري بخوابم ؟ مريم خانم عزيز و مهربون ؛ ميدوني به يه چشم بهم زدن گذشت ... باور كن به يه چشم بهم زدن ! جدي ميگم ... تازه برا مني كه خيلي هم چاكر و مخلص خدا نبودم ، خدا برام رديفش كرد ، برا شما كه حتمن عاشقانه رديفش ميكنه . نگران نباش خواهرم . همه چي رو بسپار به خودش ... انشاالله با اميد به او روزهاي بهتري پيش رو خواهي داشت ...[قلب] ايمان دارم ...[گل]