پرورشگاه

شاید فقط یک احمق روزی که با هزار بدبختی و پارتی بازی وقت دکتر گرفته و حال خوشی هم ندارد سر از پرورشگاه درمی آورد...

/ 10 نظر / 14 بازدید
رها

با سلام هعی تو روحت هعی من اینجا نشستم هی دارم لحظه شماری میکنم از جمعه که تو کی میری دکتر بعد دکترو میپیچونده خانم[عصبانی] پرورشگاه نمیشد فردا بری؟؟؟ گوشیتم حتما همون پرورشگاه جا گذاشتی که جواب نمیدی مریممممممممم بهت چی بگم آخه؟؟؟؟هان؟؟؟[خنثی] پرورشگاه فرار میکرد نمیشد یه روز دیگه بری؟؟؟؟؟ حداقل بگرد موبایلتو پیدا کن ببین کجا انداختیش ..از دست تو بیا بغلم ببینم[بغل][ماچ] بقیه دعواهامو زنگ میزنم بهت میگم ...[شیطان]

صبا

باز چی کار کردی دختر؟ با خودت نمی سازیا! اذیتش نکن [گل]

پری

اینو خوب اومدی مریمی[خنثی]

رها

ای جانننننننن دیشب که اس دادم گفتم ببخشید دعبات کردم[نیشخند] تقصیر خودته که شفاف سازی نمیکنی بیا بغلمممممممم[بغل][ماچ]

صبا

یکی بگه جریان چیه؟ جریان اونو نمی گم. جریانی که میگی تو همون صبایی. اصلا ببینم مگه تو چند تا صبا داری؟ بعدشم مگه من چی کار کردم که‌تو منو تهدید می کنی؟؟؟ بگو دیگه... بگو!! [گریه][گریه][گریه][گریه]

دختری بنام اُمید!

دکتر! پرورشگاه! ربطش؟!

دختری بنام اُمید!

دور از جونت ...

محمد

و رفتن به پرورشگاه هم شاید علتی داشته.....

رها

خخخ تو روحت معلومه که دوستت دارم نه نمیخواد بری تو سلط ماست بخوابی بیا بغله خودم اصن[بغل][ماچ]

saeed

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] روسري وا مي کني، خورشيد عينک مي زند ![گل] دسته گل غش مي کند، پروانه پشتک مي زند ! [گل] کفش در مي آوري، قالي علامت مي دهد ![گل] جامه از تن مي کَني، آيينه چشمک مي زند ! [گل] هر کسي از ظّنِ خود در خانه يارت مي شود[گل] گاز آتش مي خورد! يخچال برفک مي زند ! [گل] ميوه ها با پاي خود تا پيش دستي ميدوند[گل] آن طرف کتري به پاي خويش فندک مي زند ! [گل] روبرويم مي نشيني، جشن بر پا مي شود[گل] باز هم قلبم براي قَـــبلها لک مي زند...! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]