یعنی خدا هست؟

یه جوری شدم

من آدم مذهبی ای بودم

نمازم همیشه میخوندم

مهدیه میرفتم و ندبه رو با تمام وجود میخوندم

هفته ای چند بار حرم میرفتم

با خدا درددل میکردم و .....

اما الان شک دارم خدا هست یا نه؟

هرکسی یه جایی تو وبلاگش یا تو زندگینامه ش یا تو حرفاش میگه خدایا ممنونم که هستی یا مثلا واقعا اونجا بود که فهمیدم خدا یه موقعی که فکرش و نمیکنی کمکت میکنه و این حرفها...

اما من نه.

یعنی من خدا ندارم؟

واقعا دارم به این دنیا و اتفاقاتش شک میکنم

یه موقعی یکی میگفت این اندیشه های نیهلیستیه

من دچار اندیشه نیهلیستی شدم؟

واقعا و از ته قلب به بودن خدا شک دارم

الان نمازم یا از سر تکلیفه یا از غرغر مامان....

چرا خدا تو زندگی من نیست؟

دوستایی داشتم که چه تو روابط معنوی و حتی چه بسا انسانی شدید مشکل داشتن

خدا نمیشناختن و کلی روابط ناجور تو زندگیشون داشتن و ....

اما الان خوش و راحتن و زندگی به مراتب فراتر از لیاقتشون دارن....

من اما ....

اون از زندگیم

یه مقدار پول داشتم دو جا گذاشتم که اوضاعم بهتر شه هر دوش گند خورد توش....

اعصابم داغونه

همه چی رو هواست

پس خدا کجاست؟

اصلا هست؟

/ 32 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سانیا

عزیزم واقعا فکر میکنی نیست؟ بهترین نمونه بودنش همین که نذاشته بری تو اون زندگی و زود برت گردونده . یعنی نیست؟ اگر میرفتی 2 تا بچه میموند رو دستت با اون ادم به چه نتیجه ای میرسیدی؟ توان داشتی بشینی ادامه بدی باهاش؟ خدا هست همین که مادر مهربونت با همه توانش مثل شیر مراقبت هست و میگه چقدر خوب که شرش از سرت کم شد . مریمم عزیز دلم خدا هست یک مقدار باید نوع نگاهت رو عوض کنی. همین که میبینی اون ادم اینقدر زبون شده دیگه نمیتونه اذیتت کنه پس خدا هست. من که میدونم ته دلت با خدای خودت دوستی ولی این حرفها واسه فشاریه که اومده. واسه پول هم غصه نخور مطمئن باش خدا خواست واست بهترین رو بیاره . قدیمیها میگفتند بعد از هر شری خیری هست. الان ادامش خیره

علی

والا خودم منم به اندازه ی موهای سرم این موقعیت برام یش اومده اما همیشه بعدش از خودم میپرسم؟ اون قدری که توقع دارم خدا برام خدا باشه من براش بنده بودم؟ خدا به انسان میگوید: شفایت میدهم از این رو که اسیبت میرسانم. دوستت دارم از این رو مکافاتت میکنم. از نوشته های رابیندرانات تاگور البته علت این قضیه ی هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند؟ رو خودمم نمیدونم.

ماهی لپ دار

عزیزه دلم این خیلی طبیعیه که آدم تو هر بحرانی ,خودشو,داشته هاشو و کلا شرایطشو از نو میشینه به ارزیابی کردن,و اعتقاداتت که شاید یکی عز پررنگ ترین بعدهای شخصیتته طبیعیه که بیشتر از همه دستخوش این ارزیابی و بالا و پایین کردنه قرار بگیره,اصلا یکی از فلسفه های به وجود اومدنه اتفاقات ,مخصوصا از نوع بدش همین فکر کردنه,و مطمین باش از دل این شک و تردید،قراره اعتقاداتی محکم تر از قبل درونت ریشه کنه,بابت این تردیدا هیچوقت خودتو سرزنش نکن,ازشون استقبال کن

oldcrow

منم مدتیه خدامو گم کردم، نمیدونم واقعا باید چیکار کرد[گل]

ایلیا

خـــــــــــــــــــــــدا، چيست؟ کيست؟ کجاست؟ خــــدا در دستیست که به یاری میگیری، درقلبیست که شاد میکنی، درلبخندیست که به لب مینشانی، خــــدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی، درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی، آنجاست که عهدمیبندی و عمل میکنی، خــــــــــــــــــــــــدا؛ در تو،با تو، و برای توست...

رعنا

سلام مریم خانوم خب منم این سوالات رو داشتم هر از گاهی دارم واینکه خیلی راجع بهش سعی کردم که فکر کنم ودرست فکر کنم (البته اگه بخواهیم عقلانی بهش نگاه کنیم و حسو احساس کردن خدا رو از ته وجود که آدمای بزرگ ازش حرف میزنن رو روش بحث نکنیم وفقط از منظر عقلی به بحث نگاه کنیم ) یه کتابی هست که اگه بخوای میتونی در این موررد مطالعه کنی کتاب "توحید " استاد مطهری من یه جورایی میشه گفت pdf اش رو دارم اگه خواستی میتونم برات ایمیلش کنم .(میتونی ایمیلتو برام تو وبم خصوصی بذاری ) کامل نخوندمش ولی جاهایی که خوندم خیلی عقلانی به این مبحث توحید و وجود خدا ویگانگی خدا پرداخته .

خانوم سیب

خدا اگه نبود تو الان زن ه ادم پست عوضی شده بودی که زندگیتو ازت گرفته بود خدا هست چرا نمیبینیش پس؟ ها؟

r&r

سلام مریم خانم. کل وبلاگتو خوندم با این چیزا که اطرافم میبینم واقعا از ازدواج و از همه ی پسرا میترسم انگار همشون دروغ گو اند. یکی از آشناهای ما دقیقا مشکل شما رو داره با این تفاوت که اون الان ی بچه داره. خداروشکر که زود متوجه شدی.انشالله بتونی زود ازش جدا بشی [گل][گل][ماچ][ماچ]

خانه دوست كجاست؟

كيست اين پرده نشين كاين همه افسانه از اوست خويش از او، دوست از او، دشمن و بيگانه از اوست به يكي داده جنون، به يكي داده خِرد دانش عاقل از او، غفلت ديوانه از اوست صبر بر درد نه از همت مردانه ي ماست! درد از او، صبر از او، همت مردانه از اوست ---------------- خيلي دوست دارم بيشتر در اين مورد صحبت كنم (اينكه پس خدا كجاست؟) اما حيف عجله دارم ان شاءالله اگه يادم باشه فردا... التماس دعا...

زن متاهل

منم حدود سه سال این حال رو داشتم...همیشه نماز میخوندم..نماز امام زمان میخوندم.. صلوات میفرستادم.. هیچ وقت حق کسی رو نخوردم....توی زندگیم به دو تا چیز تکیه میکردم اول ایمان به خدا دوم به سعی و تلاش خودم ولی مسایلی تو زندگیم پیش اومد که.......... الان تقریبا دارم به آرامش میرسم. ولی هنوز به اون آرامشی که قبلا داشتم نرسیدم.هنوز آثار اون طوفان وحشتناک توی روحیه ام هست[نگران]