قراری چیزی...

هر چقدر هم که سرِ آدم شلوغ باشد

هر چقدر هم که قسطِ وام داشته باشد

هر چقدر مشغله ی کاری و درسی و چه و چه...

باز هم یک وقت هایی باید ساعتی، موبایلی چیزی را کوک کند تا یک روز مشخص و یک ساعت معین یک قرارِ مهم را برایش یادآوری کند

که بهترین لباسهایش را بپوشد و توی یک کتابفروشی ای، کافی شاپی، رستورانی، کله پزی ای چیزی سرِ قرارش حاضر شود.

باید حساب ترافیک و گرما و قرارهای دیگرش را بکند و درست راس ساعت بنشیند پشت یک میز مشخصِ از قبل رزرو شده

دستهایش را توی هم قلاب کند،

گاهی با ناخن هایش ور برود

گاهی با دستمالِ سرِ میز

گاهی هم چشم از روی میز برندارد تا هیچ نگاه سرزنش آمیزی، ترحم آمیزی، تمسخرآمیزی چیزی رشته ی حرفهایش را پاره نکند.

و حسابی حرف بزند و غر بزند و گلایه کند و تعریف کند و اعترافی چیزی

وقتی دید دیگر خالی شده و حرفی توی سینه ندارد و بغضی در گلو و غمی توی قلب و کینه ای چیزی در دل

آنوقت به تناسب انتخابش کتابی، چایی، غذایی، پاچه و بناگوشی چیزی سفارش دهد و با سینه ای سبک یک دلِ سیر از عزا درآورد.

آدم گاهی باید با خودش، فقط با خودش قرار بگذارد

از همین قرارهای مهم...

 

/ 18 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختری بنام اُمید!

من زیاد دل خوشی از خودم ندارم، احتمالا قرار بزاریم دعوامون بشه [نیشخند]

دختری بنام اُمید!

بازم رفتم مهمونی خونه همسایه هاتون [نیشخند]

الما

من از این قرارا با پسملیم میذارم حالا تو هر مکانی تو بغلم .موقع خواب موقع بازی موقع بوسیدنش. بعضی وقتا بلن بلند بعضی وقتا تو دلم غر میزنم گلایه میکنم.. شکر میکنم

nila69

کامنت من کو ؟:-)

محمد

تابستان را كه داغ نيامدن كردي پاييز را سرد نبودن نكن، گناه دارد. افشين صالحي

بهمن

سلام ... اينجا چرا اينجوريه ... كامنت منم گم شده ...[گریه]

بهمن

سلام ... اينجا چرا اينجوريه ... كامنت منم گم شده ...[گریه]

سانیا

با خودت قرار گذاشتن عالیه اما من که نمی تونم فوقش باید با پسرم برم که اون هم اینقدر حرف میزنه دیگه خودم یادم نمیاد

کامنت من کوجاست[تعجب]

علی

اصلا خوبه بعضی وقتا خودتو مهمون کنی من هر وقت بچه ی خوبی میشم یه جایزم برا خودم می گیرم.