شازده کوچولو

بیچاره بدنم، بیچاره احساسم که اینجوری بین دوتا حس متضاد با 180 درجه اختلاف گیر افتاده.

از یه طرف خیلی خوشحال و سرزنده و پر امیدم. روزها و لحظه هام رنگ گرفته. قدر ثانیه ثانیه رو بهتر از همیشه میدونم. به بطالت نمیگذرونم. از همه ش استفاده میکنم.اصن یه حال به غایت خوب.یادم میره اون بوده و مثل یه خواب میمونه که باید فراموش کنم و خوشحال باشم که واقعی نبوده.

از طرف دیگه ی یادم میاد که هنوز تو اون قضیه م و تموم نشده و یهو تپش قلبم شروع میشه و نفسم بند میاد. فکر اینکه نشه یا طولانی شه و هنوز اون ادم تو زندگی من هست.

سلول های بدنم کلا بین این دو تا جریان هنگن طفلیا.

 

+ دیشب مثل شبهای قبل تر شازده کوچولو رو شنیدم

چقدر این داستان گریه م و درمیاره

بهترین کتابی که تا الان خوندم و بهترین داستانی که شنیدم...

 

++ چرا این مرداد و شهریور لعنتی و بدخاطره تموم نمیشه؟

 

+++ شغل دوم چیز خوبیه.مخصوصا اگه علاقه ی یه عمرت باشه.

 

++++ دو تا عروسی دعوت بودن تو یه روز که هر دوش و دوس داری بده.یکی دختر همکارم. خواهرزاده ی دوستم و دختردایی دوستم که اصرار داره تو شرایطی که براش پیش اومده پیشش باشم. و یکی هم نوه ی عمه م که تک فرزنده و دور و بری هاش بخاطر یه سری مسایل ممکنه ناراحتش کنن اما من دوس دارم برم تا از ته دل خوشحال باشه و براش سنگ تموم بذارم.

(++++) اون دور و بری هاش از اون مدلیان که حال خیلی ها رو بد میکنن البته من و دیگه نه... آخه همونقدرن دیگه!

 

*** پرواز عزیزم ممنونم بابت انرژی خیلی مثبت و خالصانه ت. حالم و خیلی خوب کردی.***

 

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سانیا

سعی کن یک جور بری عروسی به جفتش برسی. عصرونه یک جا شان یک جا اینقدر حال میده که نگو ونپرس شاید بودن اون ادم هنوز در اطرافتو واسه این نیست که عذاب بکشی واسه اینه که شکرگذار باشی که دیگه نیست اذیت نمیشی و قرار نیست تو باتلاق بری عزیزم . مواظب خودت باش خوش بگذره

خانه دوست كجاست؟

سرگشته چو پرگار مشو، نقطه ي دل بين معبود تو در مركز اين دايره پيداست... ----------------- اينجوري ميگي مرداد و شهريور لعنتي! نميگي شايد به يكي بر بخوره؟[ابرو] (شوخي) البته مرداد رو كه داريم رايزني ميكنيم كه تا دو سه روز ديگه تمومش كنن! شهريور هم كه هنوز نيومده، به وقتش اقدام ميشه ان شاءالله[خرخون] امر ديگه اي باشه؟!!

زن متاهل

یه سفر بیا پیش من تا او حس سرزندگیت بیشتر تقویت بشه ...باشه ؟ [بغل]

صبا

به من فکر کن حالت خوب میشه. چیزی گفتی؟!!؟ [عینک]

دختری بنام اُمید!

ان شالله همه چی درست میشه عزیزم، مهم اینه که الان اُمید داری، چیزی که میتونه شرایط رو تغییر بده، توکل کن به خدا، جسم و روحتم از این تضاد آزاد میشه ان شالله :) + منم عاشق این داستانم، مخصوصا صوتیش ++ تموم میشه عزیزم، کافیه به زمان فکر نکنی، تو که کی مشغله داری، یکم ذهنتو آزاد کن +++ شغل دوم چیز بسیار عالیه، خیلی دنبالشم اما هنوز نیافتم:( ++++ الهی چقدر تو مهربونی مریمی:**** ان شالله هر دو خوشبخت بشن

فندقک خانم

به قول شازده کوچولو همیشه یه پایِ قضیه می لنگه

تکی جون

سلام مریم شرمنده چند روزی نبودم و بت سری نزدم خاطره ی بد اینطوریه ان شالله فراموشش کنی به زودی خوش بگذره عروسی[قلب]

صبا

همش از این پرواز تشکر کن ها!!! بعد نگو چرا مردم می رن سمت کسی که ازش محبت ببینن! میشه یه پست در مورد خوبی های من بذاری و تو برنامه ات لینک بدی همه بیان بخونن؟! حتما بنویس که از وقتی من رو شناختی، چقدر زندگیت بهتر و شادتر شده و چقدر از خدا سپاسگزاری به خاطر من! باشه عشق نازم؟ فدات بوس بوس ستاره بچینی

صبا

عشق منی رو دو تا چشم منی... [بغل]

پروازツ

پرواز؟؟ پرواز دیگه کیه؟! [آیکن جناب خان] فک کنم بارها گفتم که تو یکی از مهمترین عواملی بودی که باعث شدی من دوباره خودمو پیدا کنم و از نو متولد شم! در مورد اون شغل دوم هم کااااااملا موافقم! وقت گذاشتن واسه کارای لذت بخش به آدم احساس رشد میده! احساس پرواز! حالا این شغل مورد علاقه چی هست؟! ؛) خوش بحال اون شغل که مورد علاقه‌ی شما قرار گرفته‍ ^_‍____^