صرفا جهت یادم نرفتنش....

دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 را در سررسید ذهنم و در این خانه ی دوست داشتنی علامت گذاری میکنم تا یادم بیاید برنامه ی خندوانه ی رامبد جوان را دیدم .

دیدم که لذت های بزرگ توی یک گفتگوی ساده جا میگیرد.

از قهرمان بوکسی که چقدر حرفهایش بوی صداقت میداد و چشم هایی که گرچه می خندید اما من غمی عجیب را تویش میدیدم.

اینکه درست فکر میکردم یا نه مهم نیست.مهم این بود که در من چیزی عجیب بیدار شد و به محض اینکه بتوانم قطعا با شرح و بسط برای خودم توصیفش میکنم.

همین که حس خوبی بود فعلا کافی است.

راستی دیگر از پست خصوصی خبری نیست. یک الفبای جدید ساخته ام که هر وقت خواستم با آن مینویسم. راه خوبی است نه؟چشمک

 

+++دوشنبه...پارک جنگلی وکیل آباد و پرشینی که نمیگذارد عکسهایم را به دیوار این خانه ی دوست داشتنی ام قاب کنم...

+++این آزمون ورودی دانشگاه با سرعتی عجیب دارد نزدیک میشود!

+++خدا کند آنچه دیروز گذشت یک شوخی باشد...

/ 17 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماهی لپ دار

آخه مناسبت بزرگترین از این که من تو این روز به دنیا اومدم,هاااان؟

دختری بنام اُمید!

ممنون عزیزم محتاجیم به دعا [قلب] + تنها کنکوری که به ذهنم میرسه کنکور علوم پزشکیه، چون سال پیش شرکت کرده بودم میدونم خرداد ماهه مطمئنا کنکور دبیرستانی ها شرکت نکردی [نیشخند] کنکور کاردانی به کارشناسی که نیستی! پس فقط میمونه ارشد علوم پزشکی[سوال]

دختری بنام اُمید!

فکر کنم آزمون رشته های عمران و نقشه و اینا هم هست که دو مرحله ایه، البته نمیدونم مرحله دومش کیه![نیشخند] دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه[هیپنوتیزم] آزمون حوزه ها رو هم نمیدونم، نکنه واسه حوزه امتحان میدی [نیشخند]

دختری بنام اُمید!

چه جالب، خیلی خوبه که میخوای بری دنبال علاقه ات امروز با دوستان دور هم بودیم، دقیقا اینو بهشون گفتم که هر روزی که بفهمی علاقه ات چیه و بری دنبالش کار درستی کردی جات خالی بود [ماچ]

زن متاهل

سلام. عزیزم آدرس رو برات گذاشتم. نمیدونم چی شد که یادم رفت آدرس بذارم[متفکر]

رها

سلوم شما اول اون الفبا رو به من می آموزی بعد حق داری با اون البفا بنویسی زورگو هم دماغته تازشم[نیشخند]

سانیا

همه چیز می گذرد عزیزم . این تلاطم ها طبیعی است . یک جایی ته دل من را نگران کرده ای توی دعاهایم جا داری ولی باز نگرانتم . خبری بده .....

صبا

من که چند ساله تلویزیون از برنامه زندگیم حذف شده. راستی، دیروزِ اون روز مگه چه خبر بوده؟ بگو ببینم [ابرو]

صبا

همونم که چی؟ بوگو ببینم... بوگو دیگه! [ابرو]